عز الدين حسينى زنجانى
70
معيار شرك در قرآن (فارسى)
5 . « وَ ما الّنَصْرُ الّا مِنْ عِنْدِ اللَّه العزيزِ الحَكيم » . « 1 » 6 . « الَيسَ اللَّه بِكاف عَبْدَهُ . . . » . « 2 » و آيات ديگرى در قرآن كه يارى رساندن و كفايت الهى و رفع سختىها و گرفتارىها را منحصر به ذات مقدّس بارى تعالى مىنمايد . همهء اين آياتى كه اشاره شد ، نه تنها در مقام منحصر و محدود كردن امدادها و دستگيرىهاست ، بلكه از همه آنها حصر تمام حركتها و قدرتها در ذات مقدّس خداوند استنباط مىشود و نيز حكايت از اين دارد كه ، امكان ندارد در برابر قدرت و كفايت خداوند چيزى كافى و يارى دهنده باشد ؛ چه در برابر او و چه بدون اذن او و چه در عرض او و تمام آيات همه با هم اين معانى را ( پناه جستن و چارهجويى و كفايت كارها از غير خداوند متعال ) نفى و سلب مىكند ، چه به طور استقلال و تكتك و چه با هم و همانگونه كه مشاهده مىكنيد ، از اين آيات منافات ، مخالفت و مغايرتى نمىتوان استنباط كرد كه چيزى ديگر با اذن و رخصت الهى نتيجهبخش ، كافى و يارى دهنده باشد و موضوع در مسائل تكوينى نيز همينگونه است كه خداوند متعال خود آنها را وسيلهاى براى نايل شدن به اهداف و مقاصد انسان قرار داده است و همهء آنها با اذن الهى ، هم كافى و هم مؤثر مىباشند . پس به طور قطع و يقين اين آيات با توجّه و تمسّك به اسباب و وسايل و كمك خواستن و طلب پيروزى كردن از آنها معارض نيست و منافاتى هم ندارد ، و علاوه بر آن ، قرآن كريم مردم را به توسّل به
--> ( 1 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 126 ، « نيست پيروزى مگر تنها از جانب خداوند تواناى حكيم » . ( 2 ) . زمر ( 39 ) آيهء 36 ، « آيا خداوند براى ( نجات و حفظ ) بندهاش كافى نيست ؟ » .